تبلیغات
مرکز آموزش زبان انگلیسی - اصطلاحات رایج در درک فیلم های زبان اصلی بخش سوم (Common Cinematic Expressions Part -3)
 
مرکز آموزش زبان انگلیسی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

درک فیلم های زبان انگلیسی علاوه بر نیازمندی به دانش لغات و داشتن بهره مناسبی از مهارت شنیداری انگلیسی نیازمند دانستن اصطلاحات خاص روزمره و موقعیت های گوناگون است. در این دوره به ارائه اصطلاحات رایج که به وفور در فیلم های زبان اصلی وجود دارد می پردازیم مطالعه این دوره و دروس ارائه شده در بخش جملات و اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی  می تواند  سهم بسزایی در درک فیلم های زبان انگلیسی داشته باشد.

از ویژگی های این دوره :

1- اغلب اصطلاحات در قالب مثال، دیالوگ همراه با توضیحات لازم بیان شده است تا موقعیت خاص کاربردی آن برای علاقه مندان مشخص شود.
2- معانی فارسی حتی المقدور در حالت عامیانه به کار رفته است تا علاقمندان با کمترین مشکلی به مفهوم اصلی و کاربردی آن پی ببرند.
3- کاربرد عملی معانی هر گزیده در قالب مثال های مختلف ارائه شده است.
4- استفاده از اصطلاحات ساده ای که به کرات در فیلم ها به کار می رود و با تسلط بر آنها می توانید درک مطلب خود را به مقدار قابل توجهی افزایش دهید.

مشاهده فیلم های زبان انگلیسی با توجه به نکات زیر می تواند یکی از روش های مناسب برای یادگیری موثر زبان انگلیسی باشد.

- آشنایی با فرهنگ کاربردی انگلیسی
- آشنایی با گویش های رسمی، غیررسمی، خیابانی و...
- آموزنده ای جذاب با خستگی کم و تنها وسیله ای است که عملا شما را در موقعیت های مختلف زندگی روزمره آن کشور همراه با اصطلاحات رایج ایشان قرار می دهد.

اغلب اصطلاحات این دوره از لحاظ ترجمه تحت الفظی چندان مشکل نیست اما اغلب دارای معانی متفاوتی از برداشت های تحت الفظی آنها می باشد.

Behavior - رفتار &  Stop - متوقف کردن

1) Your behavior is quite out of line. That’s the end. Shape up, or ship out.

رفتار دیگه قابل تحمل نیست (از حد خودت خارج شدی) دیگه تمام شد یا خودت را درست کن (اصطاح کن) یا از اینجا برو بیرون.

 

توضیح: «از اینجا» در جمله فوق اشاره به محل های مختلفی مانند محیط کار، کلاس درس، محل برگزاری جشن یا محل های دیگری می باشد. به چند مثال همراه با لغت «Behavior» توجه فرمایید.

 

1-1) Your behavior was completely inappropriate.

رفتار شما کاملا ناشایست (بی مورد) بود.

 

توضیح: در جواب به عنوان عذرخواهی می توان از جمله زیر استفاده کرد.

 

1-2) I am sorry for my undignified behavior.

از رفتار ناشایست (غیر محترمانه) خودم عذر می خواهم.

1-3) Behave yourself; I have a reputation to protect.

مواظب رفتارت باش. من اینجا آبرو دارم.

 

توضیح: عبارت «Behave yourself» به صورت رایج از طرف والدین به بچه ها و نوجوانان به معنی «مودب باش، اینکار را نکن» اظهار می گردد.

 

1-4) This is the result of your careless behavior

این (مسئله مورد نظر) نتیجه سهل انگاری (بی دقتی) شماست.

1-5) His behavior was bizarre.

رفتارش خیلی عجیب غریبه.

1-6) If you wanna (want to) ride with me, you better behave yourself.

اگر می خواهی با من بیائی باید مواظب رفتارت باشی.

 

توضیح: در عبارت فوق «آمدن» با توجه به لغت «ride» منظور با وسیله نقلیه است که راننده به فرد مورد نظر می گوید.

 

2) stop acting like a baby.

بسه، بچه نشو (دست از این حرکات بچگانه بردار).

 

توضیح: به این معنی که دست از این حرکات غیرمنطقی بردار از دو عبارت زیر بعنوان مترادف می توان نام برد.

 

2-1) Would you stop acting this way?

ممکن است دست از این حرکات برداری؟

2-2) Stop being a baby. (Stop being such a baby).

دست از این بچه بازیها بردار (بچه بازی در نیار).

3) Stop picking on me.

اینقدر سربه سر من نگذار (دست از طعنه زدن بردار).

4) Stop fooling around.

دست از بازی گوشی بردار.

توضیح:اصطلاحاً دست از علافی و وقت تلفن کردن بردار، به دو مترادف عبارت فوق توجه فرمائید.

4-1) Stop goofing off, and get this job done.

اینقدر وقت تلفن نکن، بیا اینکار را تمام کن.

4-2) Stop hanging out around that club.

اینقدر اطراف آن کلوب پرسه نزن (وقتت را تلف نکن).

5) Stop hassling him.

اینقدر مزاحم او نشو (اینقدر آرامش او را بهم نزن).

6) Stop bugging me.

اذیتم نکن (بگذار کارم را انجام بدم، برو دنبال کارت)

7) I think he made one jump too many.

فکر می کنم، خیلی بلندپروازی کرد.

8) He make me sick!

او حالم را بهم می زند!

 

توضیح: این عبارت غیررسمی نشان دهنده نفرت و تنفر از فرد مورد نظر را می رساند. به دو مثال دیگر که در فیلم های زبان اصلی معمولاً بین خلافکاران رد و بدل می شود، توجه فرمائید.

 

9) Garbage like him makes me sick.

آشغالی مثل اون حالم را به هم می زند.

توضیح: معمولاً در فیلم ها دو عبارت فوق به صورت زیر نیز بیان می گردد.

9-1) You make me sick to my stomach.

او حالم رو بهم می زنه.

 

توضیح: عبارت توهین آمیزی که معمولاً در هنگام نزاع و مشاجره بیان می شود.

 

10) Don’t get on my bad side.

عصبانیم (اون روی منو بالا نیار!)

11) He woke up on the wrong side of the bed today.

او امروز سرحال نیست. (از دنده ی چپ بلند شده است)

 

توضیح: معمولا به فردی اطلاق می شود که رفتارش در یک روز خاص با روزهای دیگرش متفاوت می باشد و حالت عصابی و بهانه جویانه ای داشته باشد و با بیان این عبارت این مفهوم را به دیگران می رساند که در برخورد با او باید حواست جمع باشد.

 

12) I’ve got to get busy; my work is piling up.

باید شروع کنم به کار کردن، کارهایم داره روی هم انباشته میشه.

13) He wouldn’t be a burden; he is a doctor.

او سربارتو نمیشه؛ او یک پزشک است.

14)I don’t want to be a burden to you.

نمی خواهم باعث زحمت شما بشوم (سرباز شما بشوم).

15) She carried the burden by herself for a long time.

او برای مدت زیادی، به تنهائی این زحمت (بزرگ کردن کسی، اداره کردن جایی، ....) را بر دوش کشید.

16) She has shouldered a heavy load because of her extensive family problems.

او بخاطر مشکلات زیاد خانوادگی زحمات زیادی را متحمل شده است (بار زیادی را بر دوش کشیده است).

17) I don’t have anything to give in return.

من نمی توانم محبت شما را جبران کنم (در ازاء محبتتان کاری برایتان انجام دهم).

18) It’s chaos.

این یک رسوایی است.

19) If you don’t, I’ll shoot him in the head. I mean it.

اگر انجام ندی (مسئله موردنظر) او رو می کشم و شوخی نمی کنم.

 

توضیح: اشاره به شلیک به سر فرد مورد نظر.

20) Why do you make such a big deal out of this?

چرا این مسئله را اینقدر بزرگش می کنی؟

21) That was the worst thing I have ever heard in my whole life.

این بدترین چیزی بوده که تو تمام عمر شنیده بودم.

22) I have no desire to hurt you as long as you play by my rules.

من نمی خواهم هیچ صدمه ای به شما بزنم تا زمانی که طبق دستورات من عمل کنی (به حالت تهدید).

23) Give my love to your family for me.

سلام و ارادت من را به خانواده ات برسان.

24) Don’t worry, we can deal with it.

نگران نباش، از پسش برمی آئیم (می توانیم انجامش بدهیم).

 

توضیح: در ذیل در قالب مثال های مختلف به بعضی از کاربردهای «deal» اشاره خواهیم کرد.

 

24-1) We are dealing with a random killer.

ما با قاتلی طرفیم که بدون نقشه ای مشخص (یک شکلی) دست به جنایت می زند.

 

توضیح: بدین مفهوم که قاتل هر بار به یک طریقی (شکل جدیدی) دست به جنایت می زند و پیدا کردن رد او مشکل است.

 

24-2) O.K You’ve got a deal (It’s a deal).

باشه موافقم، قبول دارم (در خاتمه رسیدن به توافق بر روی معامله مورد بحث).

24-3) You are making a mountain out of a molehill.

یک چیز کوچک را داری بزرگش می کنی (داری از یک کاه کوه می سازی).

24-4) You are making a big deal out of it.

خیلی داری بزرگش می کنی (مسئله مورد نظر را)

24-5) He spent a great deal of time on that project.

وقت قابل ملاحظه ای را بر روی آن پروژه گذاشت.

24-6) It means a great deal to me.

برای من خیلی ارزش دارد و خیلی مهم است (مسئله مورد نظر).

 

توضیح: عبارت فوق «great deal» به معنای خیلی زیاد و قابل ملاحظه می باشد.

 

24-7) I have got the deal of a life-time for you.

بهترین معامله (فرصت) زندگیتو می خواهم بهت پیشنهاد کنم.

 

توضیح:با بیان عبارت فوق سعی در القاء کردن این مسئله است که پیشنهاد فوق العاده بی نظیر است و همچنین ترغیب مخاطب به قبول آن.

 

24-8) I’m afraid it’s going to hurt you a great deal.

متاسفانه این مسئله خیلی باعث ناراحتی (معمولا روحی) شما خواهد شد.

25) I don’t want to jeopardize this (investigation, project, investment, etc.)

من نمی خواهم این (تحقیقات، پروژه، سرمایه گذاری و غیره) را به خطر بیندازم.

 

توضیح: با استفاده از  لغات دیگری مانند «endanger» و «risk» نیز می توان در قالب جملاتی بعضی عبارت فوق را بیان نمود. به دو مثال توجه کنید.

 

25-1) Drinking endangers your health.

نوشیدن مشروبات الکلی سلامت شما را به خطر می اندازد.

25-2) You are risking my career.

شما دارید آینده مرا به خطر می اندازید (منظور آینده شغلی).

26) I am flattered.

این لطف شما است (شرمنده می فرمائید).

 

توضیح:زمانی که فردی از شما تعریف می کند و نکات مثبتی را به شما نسبت می دهد شما در تشکر از او می توانید از این اصطلاح استفاده کنید. به دو مثال از جنبه منفی نیز توجه فرمائید.

 

27) He is not easily flattered.

او کسی نیست که بشه با تعریف و تمجید (چاپلوسی) باهاش کنار آمد.

28) Don’t flatter me.

تعریف الکی (چاپلوسی) از من نکن.

29) They take it for granted.

آنها خیلی متوقع شدند (از کار انجام شده قدردانی نمی کنند).

 

توضیح: یعنی نه تنها قدردانی نمی کنند بلکه کارهایی را که از روی لطف و احساس مسئولیت برای آنها می شود حالت عادی به خود گرفته و فقط توقع آنها را بالا برده که لطف و محبت شما هم حالت وظیفه بخود گرفته است.

 

30) I want to go right to the point.

می خواهم بروم درست سر اصل مطلب.

توضیح: می خواهم بدون حاشیه رفتن اصل مطلب را بگویم.

31) That was unlike you.

آن (مسئله مورد نظر) از شما بعید بود.

 

توضیح: با شناختی که از خصوصیات شما دارم، آن عملتان غیرقابل انتظار بود.

 

32) Are you sure you want to go through with this?

آیا مطمئنی می خواهی توی این جریان وارد بشی (خودت را درگیر این موضوع کنی).

 

توضیح: بخاطر ریسکی بودن و احتمال وقوع مسائل پیش بینی نشده (مشکلات اقتصادی، خطرات جانی، ...) آیا به این پیامدهای آن فکر کردی و می خواهی خودت را درگیر کُنی؟

 

33) I know what you are going through.

شما را در می کنم، اصطلاحاً می دانم چه می کشید.

 

توضیح:جهت همدردی با فرد مخاطب اظهار می شود به دو مترادف از این عبارت توجه فرمائید.

 

33-1) I know the feeling.

می دانم چه احساسی دارید (می دونم چه می کشی).

33-2) I know how you must feel.

ناراحتی شما را درک می کنم.

34) You can’t possibly understand how I feel.

امکان ندارد بتوانی درک کنی چه احساسی دارم (چی داره بهم می گذره).

35) He was found guilty of the charge.

او گناهگار شناخته شد.

 

توضیح: کلمه «charge» به معنای «جرُم» بکار رفته بدین مفهوم که او نسبت به جرمی که متهم شده بود گناهکار شناخته شد. به یک مثال دیگر اشاره می کنیم.

 

35-1) He was convicted in a court of law, and he is guilty.

او در دادگاه (به حکم قانون) محکوم شد و گناهکار است.

35-2) He agreed not to press charges.

او قبول کرد که از شکایتش صرفنظر کند.

36) Let’s just stay calm.

بیا خونسردیمون را از دست ندیم.

 

توضیح: مترادف عبارت فوق «Don’t panic» (هول نشوید)، که در مواقعی که انسان بخاطر مسائلی کنترل خود را از دست می دهد، استفاده می شود.

 

37) Calm down. Everything will be Ok.

عصبانی نشو، همه چیز درست میشه.

 

توضیح: این عبارت جهت آرام کردن شخصی که به عللی عصبانی و ناراحت شده بکار می رود که از اصطلاح «Cool it» که یک مقدار غیررسمی تر می باشد و یا take it easy  به عنوان دو مترادف نیز می توان نام برد.

 

38) This is really aggravating.

این دیگه خیلی اعصاب خورد کنه (عذاب آور).

 

توضیح: بدین معنی که این مسئله (هرچیزی که پیش آمده) خیلی اعصاب مرا خُرد می کند. به یک مثال دیگر در این مورد توجه فرمائید.

 

38-1) He aggravatedme by staring at me and not answering my questions.

او با خیره شدن و جواب ندادن به سوالاتم اعصابم را خُرد کرد.

39) You stay out of it/this.

به شما ارتباطی ندارد (دخالت نکن).

40) He is an idiot.

فرد بی شعوری (ابلهی) است.

 

توضیح: به کسی اطلاق می شود که عمل غیرعاقلانه ای را انجام می دهد که بعضا باعث ناراحتی دیگران می شود.

 

41) We split up. You take care of him, and I’ll keep an eye on the other guy.

ما از اینجا جدا می شیم. تو حواست به اون باشه (ترتیب او رو بده) من هم مواظب این یکی هستم.

41-1) Split into two groups, and form a line.

به دو دسته تقسیم بشوید و یک صف تشکیل بدهید.

42) Don’t ever underestimate him.

هیچ وقت او را دست کم نگیر.

43) I’ll drive you home.

می رسانمت خانه (منظور با وسیله نقلیه خودم).


لینک دانلود pdf اصطلاحات Common Cinematic Expressions Part -3 : دانلود





نوع مطلب :
برچسب ها : آموزش زبان اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی اصطلاحات فیلم های زبان انگلیسی اصطلاحات فیلم های زبان اصلی درک فیلم های زبان اصلی عامیانه فیلم ها جملات عامیانه فیلم ها Common Cinematic Expressions اصطلاحات ترجمه فیلم ها اصطلاحات اساسی زبان انگلیسی مکالمات روزمره زبان انگلیسی مکالمه زبان با ترجمه فارسی اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی با ترجمه فارسی مکالمه با ترجمه آموزش زبان با ترجمه آموزش زبان به همراه ترجمه فارسی ترجمه اصطلاحات اساسی زبان لغات مهم زبان انگلیسی به همراه ترجمه دروس زبان انگلیسی آموزش زبان انگلیسی به صورت روزمره، اصطلاحات انگلیسی رایج در درک فیلم های زبان اصلی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 آبان 1396 08:09 ب.ظ
اگر قصد دارید برای بهترین مطالب مانند خودتان، به سادگی به دیدن این سایت همه بروید
به خاطر این که محتوای محتوایی را ارائه می دهد، به لطف زمان
چهارشنبه 10 آبان 1396 08:01 ب.ظ
به سادگی می خواهم بگویم که مقاله شما شگفت آور است.
وضوح در مورد شما بسیار عالی است و می توانم فرض کنم شما در این موضوع آگاه هستید.
با اجازه شما اجازه دهید فید RSS شما را بگیرم
به یاد ماندنی با رسیدن پست نزدیک با تشکر از شما یک میلیون و لطفا کار با ارزش را حفظ کنید.
چهارشنبه 10 آبان 1396 07:30 ب.ظ
من از خواندن یک پست می توانم که باعث شود مردان و زنان فکر کنند.

همچنین، ممنون از اجازه دادن به من برای نظر دادن!
جمعه 24 شهریور 1396 11:07 ب.ظ
Helpful info. Fortunate me I found your web site by chance,
and I'm shocked why this coincidence didn't happened earlier!
I bookmarked it.
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:44 ب.ظ
Hey there, I think your site might be having browser compatibility
issues. When I look at your website in Chrome,
it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, great blog!
جمعه 16 تیر 1396 07:04 ب.ظ
Hi! This post could not be written any better! Reading this post reminds me of my old room mate!
He always kept chatting about this. I will forward this
page to him. Pretty sure he will have a good read. Thank you for sharing!
چهارشنبه 7 تیر 1396 08:20 ق.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's challenging to get that "perfect balance" between superb usability
and appearance. I must say that you've done a excellent
job with this. Also, the blog loads extremely quick for me on Safari.
Exceptional Blog!
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:33 ق.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب اصل
آیا واقعا کار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من مؤمن
اما فقط برای کوتاه در حالی که.
من این کردم مشکل خود را با جهش در
مفروضات و یک خواهد را سادگی به پر همه کسانی معافیت.

اگر شما در واقع که می توانید انجام من را مطمئنا بود در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:45 ب.ظ
Because the admin of this website is working, no question very rapidly it will be renowned, due to its quality contents.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:55 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and let you know a few of the pictures aren't loading properly.

I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different internet browsers and both show
the same results.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:26 ب.ظ
What i don't understood is if truth be told how you're no longer actually much more neatly-preferred than you
may be right now. You're very intelligent. You already
know therefore significantly on the subject of this subject, produced me in my view consider
it from numerous various angles. Its like
women and men are not interested except it's something to accomplish with Woman gaga!
Your own stuffs excellent. At all times take care of it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

آموزش زبان انگلیسی بصورت ترمیک،فشرده،خصوصی برای تمام سنین

مدیر وبلاگ : امین زارع
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
مهمترین بخش یادگیری زبان چیست؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Pagerank